فقط عضوها اجازه ارسال پیام سریع دارند. لطفا وارد و یا ثبت نام کنید.
دیانت جهانی بهایی
دیانت بهائی، یک دیانت جهانی است که هدفش اتحاد جمیع نژادها و ملیتها در یک آرمان بین المللی و دیانت واحد می باشد. تجدید و تکامل ادیان از اصول این آئین است زیرا در هر زمان مقتضیات جامعه بشری تغییر می پذیرد و در هر عصری آئینی جدید موافق با مقتضیات و نیازمندهای جهانیان ظاهر می گردد. بـهائیان پیروان حضرت بـهاءالله هستند و معتقدند که ایشان، جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و بالاخره حضرت محمد است. بهائیان معتقدند که هدف حضرت بهاءالله ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند می باشد. محور تعالیم دیانت بـهائی وحدت عالم انسانی است یعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به یگانگی رسند و همه در ظلّ یک جامعه جهانی درآیند.
حضرت بـهاءالله می فرمایند:" رگ جهان در دست پزشک دانا است، درد را می بيند و بدانائی درمان ميکند. هر روز را رازی است و هر سر را آوازی. درد امروز را درمانی و فردا را درمان ديگر. امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد . ديده ميشود گيتی را دردهای بيکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته. مردمانيکه از باده خود بينی سر مست شده اند پزشک دانا را از او باز داشته اند. اينست که خود و همه مردمان را گرفتار نموده اند. نه درد ميدانند نه درمان مي شناسند. راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند. "
دوستان عزیز برای ورود به سایت از آدرس www.Saqar.Info استفاده کنید
تصاوير اتفاقي
سخنی از کوی دوست
"درباره زبان نوشته بوديد ، تازی و پارسی هر دو نيکو است . چه که آنچه از زبان خواسته اند پی بردن بگفتار گوينده است و اين از هر دو می آيد . و امروز چون آفتاب دانش از آسمان ايران آشکار و هويدا است هر چه اين زبان را ستايش نمائيد سزاوار است ."
بوته آتشی که با حضرت موسی تکلم نمود کبوتری که بر حضرت مسیح وارد شد معراج حضرت محمد به سموات حضرت مسیح و قیام آنحضرت بعد از سه روز از شهادتشان شفا بیماران و زنده نمودن اموات توسط حضرت مسیح غذا دادن حضرت مسیح به انبوهی از جمعیت تجزیه دریای سرخ برای عبور حضرت موسی و پیروان آنحضرت آیا موارد بالا سازشی با عقل و علم دارند؟
کاربر مهمان می نویسد " دوستان مهربان و همراهان سبيل محبت الله
وقايع شورانگيزي كه اخيرا" در جميع اطراف ايران به ظهور رسيده امر الهي را مرتبتي تازه بخشيده و فصل جديدي در تاريخ مشعشع امرالله آغاز نموده است .
تاريخ گواه صادقي است براينكه تحمل مصائب وازخودگذشتگيها در سبيل حضرت احديت سبب هطول امطار تاييدات ملاءاعلي گشته وامر جمال ابهي را در عالم امكان تمكن مي بخشد. مصائب وبلايا هرگز مانع حركت جوهريه آيين مقدس يزدان نگرددوقواي قدسيه نافذه غالبه اش رااز نفوذ وانتشار درهيكل امكان باز ندارد بلكه بلعكس تندباد امتحانات ومشكلات نقاب از وجه بربايدوقلوب اكثر روشنفكران و دگر انديشان را نيز به انوار تجليات بديعه اش منور و مستنير سازد . زيرا ميزان الهي با موازين بشري بكلي متفاوت ومتغاير است.هر چه كار صعب تر و موانع بيشتر آتش غيرت احباء جمال مبارك تيزتر و هرچه عزم ياران در خدمت آستانش راسخ تر تاييدا ت غيبيه مباركه اش شامل تر وهر چه عنايات فائقه اش شديدتر تحقق وعود محتومه اش سريعتر وميعاد استقرار ياران باوفايش بركرسي عزت وجلال قريب تر . ما جوانان بهايي ايران ضمن تجديد عهد و پيمان به حبل توكل متمسك گشته وبيشش از پيش در ميادين خدمت به وطن فعال بوده و با مشاركت در گفتمان هاي سازنده آشنايان وعزيزان خود را در ترقي جامعه سهيم خواهيم نمود« نقش فردي خود رافراموش نكرده جفا را به وفا مقابله نموده تا پرتو ملاء اعلي آيين نفاق ازالواح آفاق محو نماييد .
درهمه حال وفاداري را در فداكاري دانسته ودر اين پيكار روحاني شريك سرحلقگان بزم وفا " ياران عزيز ايران " و كليه مسجونين خواهيم بود. اميد از عنايات پروردگار چنانيم كه ابواب رخا ء وآسايش بر وجوه آن جواهر وجود گشايش يابد
تجدید و تغییر در اساس ادیان الهی، بمنزله روح حقیقی مدرنیته محسوب میشود و بدون شک بمثابه سراجی عالم ظلمانی را مهتدی است و مانند نوشدارو جهت امراض عالم بشریت محسوب میگردد. این مضمون فرمایش حضرت عبدالبهاء به درک این عبد است. تغییر و تبدیل از لوازم اشیا است و عضو لا ینفک عالم طبیعت است. مانند حرارت که لازمه آتش است و یا رطوبت که لازمه آب است و انفکاکشان چیز دیگری تولید مینماید که دیگر نامش را آب و آتش نمیتوان گذاشت؛ بهمین منوال تغییر و تبدیل لازمه لا ینفک موجودات است و بهمین جهت است که انسان در عالم چیزی را نیافته که در حال تغییر و تبدیل نباشد.
بطور مثال اگر خود انسان را در نظر بگیریم، ملاحظه میکنیم که انسان از موقع تولد تا مرگ در حال تغییر است و مراحل طفولیت، بچگی، نوجوانی، جوانی و بلوغ را طی مینماید. این مراحل کاملا با یکدیگر تفاوت دارند و هر کدام شرایط و مقتضیات خود را به یدک میکشند، و هر مرحله مانند کلاس درس، انسان را برای مرحله بعد تجهیز مینماید. بشریت هم از این قضیه مستثنی نیست. عالم بشریت مراحل اولیه طفولیت و نوجوانی را سپری نموده و خود را برای دوران بلوغ آماده مینماید، اسبابی که محتاجات بشریت را در گذشته ارضا مینمود، حالیا در نظر او بمثابه ملعبه صبیان جلوه گر میشود و بهیچ وجه جوابگوی احتیاجات او نیست. تمام امور عالم انسانی دست خوش انقلاب عظیمی شده است، این تغییر و تبدیل در دولت داری و امور قانونگزاری، در علوم و صنایع قابل لمس است. شاخصه های اخلاقی و حتی نوع زندگی گذشته نچندان دور انسان نیز جوابگوی این عصر سریع و مترقی نیست. ادیان الهی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و بدین جهت است که خداوند متعال پیامبران، که طلایه دار تجدیدند را جهت وضع تعالیم جدید مبعوث میفرماید. مدنیتی که بواسطه تعالیم هر یک از مظاهر الهیه (پیامبران) بعد ظهورشان استقرار یافته غیر قابل انکار است. چه کسی میتواند مدعی شود که ترقی اعراب بعد از ظهور حضرت محمد (ص)؛ که حتی فلاسفه یونان جهت کسب کمالات نزد اعراب میرفتند؛ بواسطه قوه عظیم تجدد که در بطن تعالیم رسول الله نهفته بود، نبوده است؟ آیا مینوان انکار کرد که اولین دانشگاه عالم در یک کشور اسلامی تاسیس شده؟ لا و الله. این تغییر و تجدید (مترقی)، بعد از ظهور مظاهر الهیه در جمیع امور روحانی، انسانی و حتی جسمانی بشر مشاهده میشود. چرا که مظاهر مقدسه بفرموره حضرت عبدالبها مربیان کلی هستند و بر جمیع امور انسانی تأثیر گذار. مثلا علم طب که مربوط به جسم انسان است بعد از ظهور هر مظهر الهی ترقی منماید. و همچنین علومی مانند علوم اجتماعی، اقتصاد و غیره که تماما مربوط به امور انسانی بشر است ترقی مینمایند.
همانطور که اشاره شد، بشر وارد مرحله جدیدی از ترقی خود شده است. این مرحله ای است که بفرموده حضرت بهاءالله: "فی الحقیقه عالم یک وطن محسوب و من علی الارض اهل آن" "ای دوستان! سراپرده یگانگی بلند شد، بچشم بیگانگان یکدیگر را مبینید، همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار” دوران وحدت عالم انسانی، دوران صلح و آشتی ملتها. دوران ترک تعصبات جاهلیه است. دوران تساوی حقوق رجال و نساست. دوران تطابق علم و دین است. دوران تعدیل معیشت است. بشریت که دوران وحدت خانواده، قبیله، شهر، و کشور را طی نموده، حال چاره ای جز وحدت عالم انسانی ندارد. درد بشر عدم اتحاد است. رشته کلام از یادمان نرود: تغییر و تبدیل لازمه عالم وجود است. وحدت عالم انسانی لازمه بعدی است.
حضرت بهاءالله در مورد مظاهر مقدسه میفرمایند: "... رگ جهان در دست پزشک داناست، درد را میبیند و بدانائی درمان میکند. هر روز را رازی است و هر سر را آوازی. درد امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر..." آنچه که موافق وحدت عالم انسانی نباشد، ضمیمه تاریخ خواهد شد. بهمین جهت سیستم های کنونی که مبتنی بر این اصل نیستند یکی بعد از دیگری بشر را مأیوس منمایند. بفرموده حضرت بهاءالله: "فی الحقیقه اریاح یأس از جمیع جهات در عبور و مرور است و انقلابات و اختلافات عالم یوما فیوما در تزاید. آثار هرج و مرج مشاهده میشود، چه که اسبابیکه حال موجود بنظر موافق نمیآید" همانطور که اشاره شد وحدت عالم انسانی تغییر ضروری بعدی است و حضرت بهاءالله طریقه دسترسی بآن را بواسطه تعالیمشان در اختیار بشر گذاشته اند. از شما دعوت میکنم که جهت آگاهی بیشتر تعالیم این مظهر الهی را مورد تحری قرار دهید تا به این مهم پاسخ دهید که آیا این تعالیم جوابگوی آلام بشر است یا خیر؟