<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#">

<channel>
<title>.:: www.Saqar.info ::.</title>
<link>http://www.Saqar.info</link>
<description>آشنایی با دیانت بهایی</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>Spring_unity@yahoo.com</dc:creator>
<dc:date>2010-03-10T11:54:17+00:00</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>2010-03-10T11:54:17+00:00</sy:updateBase>

<language>fa-IR</language>

<item>
<title>تطابق علم و دین</title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=47</link>
<description><![CDATA[<div align="justify"><font size="3"><br />
</font><font face="Times New Roman"><u><font size="4" class="content"><img border="0" align="right" alt="" src="../../../images/topics/" /><strong>تطابق علم و دین</strong></font></u></font><br />
<font size="3"><br />
بوته آتشی که با حضرت موسی تکلم نمود  کبوتری که بر حضرت مسیح وارد شد  معراج حضرت محمد به سموات  حضرت مسیح و قیام آنحضرت بعد از سه روز از شهادتشان  شفا بیماران و زنده نمودن اموات توسط حضرت مسیح  غذا دادن حضرت مسیح به انبوهی از جمعیت  تجزیه دریای سرخ برای عبور حضرت موسی و پیروان آنحضرت آیا موارد بالا سازشی با عقل و علم دارند؟ </font></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">47@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2009-04-21T12:35:42+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by toomi</dc:creator>
</item>

<item>
<title>حمايت جوانان بهايي</title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=46</link>
<description><![CDATA[<font face="Times New Roman" size="3"><u><strong><font size="4">&#160; دوستان مهربان&#160; و همراهان سبيل محبت الله</font></strong></u><br />
<br />
</font>
<div align="justify"><font face="Times New Roman" size="3">وقايع شورانگيزي كه اخيرا&#34; در جميع اطراف ايران به ظهور رسيده&#160; امر الهي را مرتبتي&#160; تازه بخشيده &#160;و فصل جديدي&#160;&#160; در تاريخ مشعشع امرالله آغاز نموده است .<br />
<br />
&#160;تاريخ&#160;&#160; گواه صادقي&#160; است براينكه تحمل مصائب وازخودگذشتگيها در سبيل حضرت احديت سبب هطول امطار&#160; تاييدات&#160; ملاءاعلي گشته وامر جمال ابهي را در عالم امكان تمكن مي بخشد. مصائب وبلايا هرگز مانع حركت جوهريه آيين مقدس يزدان نگرددوقواي قدسيه نافذه غالبه اش رااز نفوذ وانتشار درهيكل&#160; امكان باز ندارد بلكه بلعكس تندباد امتحانات ومشكلات نقاب از وجه بربايدوقلوب اكثر روشنفكران و دگر انديشان را نيز &#160;به انوار تجليات بديعه اش منور و مستنير سازد . زيرا ميزان الهي با موازين بشري بكلي متفاوت ومتغاير است.هر چه كار صعب تر و موانع بيشتر آتش غيرت احباء جمال مبارك تيزتر و هرچه عزم ياران در خدمت آستانش راسخ تر تاييدا&#160; ت غيبيه مباركه اش شامل تر&#160; وهر چه عنايات&#160; فائقه اش شديدتر تحقق&#160; وعود محتومه اش سريعتر وميعاد استقرار ياران باوفايش بركرسي عزت وجلال قريب تر&#160; . ما جوانان&#160; بهايي ايران ضمن تجديد عهد و پيمان&#160; به حبل توكل متمسك گشته وبيشش از پيش در ميادين خدمت به وطن فعال بوده و با مشاركت در گفتمان هاي سازنده آشنايان وعزيزان خود را در ترقي جامعه سهيم خواهيم نمود&#171; نقش فردي خود رافراموش نكرده جفا را به وفا مقابله نموده &#160;تا پرتو ملاء اعلي آيين نفاق ازالواح آفاق محو نماييد . <br />
<br />
درهمه حال وفاداري را در فداكاري دانسته ودر اين پيكار روحاني شريك سرحلقگان بزم وفا &#34; ياران عزيز ايران &#34; &#160;&#160;و&#160; كليه&#160; مسجونين خواهيم&#160; بود. &#160;&#160; اميد از عنايات پروردگار چنانيم كه ابواب رخا ء&#160; وآسايش بر وجوه آن جواهر وجود گشايش يابد&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; </font><br />
</div>
<font face="Times New Roman" size="3"><br />
جمعي از جوانان بهاي ايران &#160;&#160; <br />
</font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">46@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2009-02-26T09:59:11+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by </dc:creator>
</item>

<item>
<title>مدرنیته (تجدد) جیست؟</title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=45</link>
<description><![CDATA[<div align="justify"><font size="3"><br />
</font>
<div><font face="Times New Roman" size="3"><u><strong><font size="4">تجدد و ظهور ادیان</font></strong></u></font></div>
<font size="3"><br />
ت<font face="Times New Roman">جدید و تغییر در اساس ادیان&#160;الهی، بمنزله روح حقیقی مدرنیته محسوب میشود و بدون شک بمثابه سراجی عالم ظلمانی را مهتدی است و مانند نوشدارو جهت امراض عالم بشریت محسوب میگردد. این مضمون فرمایش حضرت عبدالبهاء به درک این عبد است. تغییر و تبدیل از لوازم اشیا است و عضو لا ینفک عالم طبیعت است. مانند حرارت که لازمه آتش است و یا رطوبت که لازمه آب است و انفکاکشان چیز دیگری تولید مینماید که دیگر نامش را آب و آتش نمیتوان گذاشت؛ بهمین منوال تغییر و تبدیل لازمه&#160;لا ینفک موجودات است و بهمین جهت است که انسان در عالم چیزی را نیافته که در حال تغییر و تبدیل نباشد. &#160; <br />
<br />
بطور مثال اگر خود انسان را در نظر بگیریم، ملاحظه میکنیم که انسان از موقع تولد تا مرگ در حال تغییر است و مراحل طفولیت، بچگی، نوجوانی، جوانی و بلوغ را طی مینماید. این مراحل کاملا با یکدیگر تفاوت دارند و هر کدام شرایط و مقتضیات خود را به یدک میکشند، و هر مرحله مانند کلاس درس، انسان را برای مرحله بعد تجهیز مینماید. بشریت هم از این قضیه مستثنی نیست. عالم بشریت مراحل اولیه طفولیت و نوجوانی را سپری نموده و خود را برای دوران بلوغ آماده مینماید، اسبابی که محتاجات بشریت را در گذشته ارضا مینمود، حالیا در نظر او بمثابه ملعبه صبیان جلوه گر میشود و بهیچ&#160;وجه جوابگوی احتیاجات او نیست. تمام امور عالم انسانی دست خوش انقلاب عظیمی شده است، این تغییر و تبدیل در دولت داری و امور قانونگزاری، در علوم و صنایع قابل لمس است.&#160;شاخصه های اخلاقی و حتی نوع زندگی گذشته نچندان دور انسان نیز جوابگوی این عصر سریع و مترقی نیست. &#160;&#160;&#160; ادیان الهی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و بدین جهت است که خداوند متعال پیامبران، که طلایه دار تجدیدند را جهت وضع تعالیم جدید مبعوث میفرماید. مدنیتی که بواسطه تعالیم هر یک از مظاهر الهیه (پیامبران) بعد ظهورشان استقرار یافته غیر قابل انکار است. چه کسی میتواند مدعی شود که ترقی اعراب بعد از ظهور حضرت محمد (ص)؛ که حتی فلاسفه یونان جهت کسب کمالات نزد اعراب میرفتند؛ بواسطه قوه عظیم&#160;تجدد که در بطن تعالیم رسول الله نهفته بود، نبوده است؟ آیا مینوان انکار کرد که اولین دانشگاه عالم در یک کشور اسلامی تاسیس شده؟ لا و الله.  این تغییر و تجدید (مترقی)، بعد از ظهور مظاهر الهیه در جمیع امور روحانی، انسانی و حتی جسمانی بشر مشاهده میشود. چرا که مظاهر مقدسه بفرموره حضرت عبدالبها مربیان کلی هستند و بر جمیع امور انسانی تأثیر گذار. &#160;مثلا علم طب که مربوط به جسم انسان است بعد از ظهور هر مظهر الهی ترقی منماید. و همچنین علومی مانند علوم اجتماعی، اقتصاد و غیره که تماما مربوط به امور انسانی بشر است ترقی مینمایند. <br />
<br />
همانطور که اشاره شد، بشر وارد مرحله جدیدی از ترقی خود شده است. این مرحله ای است که بفرموده حضرت بهاءالله:<strong> &#34;فی الحقیقه عالم یک وطن محسوب و من علی الارض اهل آن&#34; </strong> <strong>&#34;ای دوستان! سراپرده یگانگی بلند شد، بچشم بیگانگان یکدیگر را مبینید، همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار&#8221;</strong> دوران وحدت عالم انسانی، دوران صلح و آشتی ملتها. دوران ترک تعصبات جاهلیه است. دوران تساوی حقوق رجال و نساست. دوران تطابق علم و دین است. دوران تعدیل معیشت است. &#160; بشریت که دوران وحدت خانواده، قبیله، شهر، و کشور را طی نموده، حال چاره ای جز وحدت عالم انسانی ندارد. درد بشر عدم اتحاد است. رشته کلام از یادمان نرود: تغییر و تبدیل لازمه عالم وجود است. وحدت عالم انسانی لازمه بعدی است. &#160; <br />
<br />
حضرت بهاءالله در مورد مظاهر مقدسه میفرمایند: &#34;... <strong>رگ جهان در دست پزشک داناست، درد را میبیند و بدانائی درمان میکند. هر روز را رازی است و هر سر را آوازی. درد امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر.</strong>..&#34;&#160;&#160;  آنچه که موافق وحدت عالم انسانی نباشد، ضمیمه تاریخ خواهد شد. بهمین جهت سیستم های کنونی که مبتنی بر این اصل نیستند یکی بعد از دیگری بشر را مأیوس منمایند. بفرموده حضرت بهاءالله: &#34;<strong>فی الحقیقه اریاح یأس از جمیع جهات در عبور و مرور است و انقلابات و اختلافات عالم یوما فیوما در تزاید. آثار هرج و مرج مشاهده میشود، چه که اسبابیکه حال موجود بنظر موافق نمیآید</strong>&#34; همانطور که اشاره شد وحدت عالم انسانی تغییر ضروری بعدی است و حضرت بهاءالله طریقه دسترسی بآن را بواسطه تعالیمشان در اختیار بشر گذاشته اند. از شما دعوت میکنم که جهت آگاهی بیشتر تعالیم این مظهر الهی را مورد تحری قرار دهید تا به این مهم پاسخ دهید که آیا این تعالیم جوابگوی آلام بشر است یا خیر؟   &#160;</font></font></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">45@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2009-02-19T22:57:58+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by toomi</dc:creator>
</item>

<item>
<title>تعصب کوری زمانه</title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=44</link>
<description><![CDATA[<font face="Times New Roman" size="3">هموطنان عزیز ، برادران گرامی ، از نیمه قرن نوزدم تا بدین روز ، از هنگامی که شمس حقیقت در سرزمین پاکان ، ایران ، طلوع کرد ، تا امروز راه درازی طی شده است . از زمان سلطنت قاجارها بر این مملکت ، زمانها می گذرد . از آن تیره روزی که شمس حقیقت را بر دار کردند ، از آن هنگامه ظلم و قتلها سالهاست که می گذرد . اما امروز پیروان همان مظلومی که او را تبعید کردند تا مبادا دکان شان برچیده شود ، همان کسانی را که من یظهره الله را به مکانی بد آب و هوا تبعید کردند و اکنون که میبینند آن مکان به یمن خاک پای جمال قدمش ، پر گل و ریحان شده چون مار بر خود می پیچند و می پیچانند تمام رشته های عقلانیت را در جهالت خویش ، امروز همان ها بر پیروان مظلوم آن مظلوم ظلم می کنند . </font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">44@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2009-02-04T04:42:19+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by farzan</dc:creator>
</item>

<item>
<title>قائم کجاست؟ </title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=42</link>
<description><![CDATA[<div align="justify"><font face="Times New Roman" size="3"><font size="5"><strong>قائم کجاست؟!</strong></font><br />
<br />
یک سال است که تمام مقالات وپرسشهای این سایت را میخوانم ولی ندیده ام که کسی سئوال کرده باشد که اگر قائم ظاهر نشده&#160; کجاست پس ؟&#160;  قائم که بعقیده شیعیان اثنی عشری در جابلقا وجابلصا دراین دو شهر پنهان است . اولی در شرق ودومی درغرب عالم که هر یک هزار دروازه دارد وهردروازه هزار پاسدار.&#160;  <br />
<br />
وقتی که محققان تحقیق کردندکه این دو شهر درعالم وجود ندارد. لذا قائم را در چاهی گذاشتند ودر انجا پیقام میفرستادند. تا وقتی که یک تبلیغ اسلامی از یک سرچاهی(سرچاه یکی از دهات بیرجند است)&#160; سئوال کرد که &#160;&#160; چرا شما سرچاهیها زود قائم را شناختید وبه او ایمان اوردید؟ سرچاهی بهائی جواب داد که مگرقائم در چاه نیست؟&#160;&#160;  گفت چرا.  سرچاهی بهائی گفت خیلی خوب ما سر چاهی هستیم همینکه از چاه بیرون امد زود به او ایمان اوردیم.  تبلغ اسلامی&#160; لبخندی زد دور شد .  وحالا قائم را از چاه در اورده اند کجا قائمش کرده اند.  </font></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">42@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2009-02-03T22:24:34+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by jaliltalebifard</dc:creator>
</item>

<item>
<title>هنر در دیانت بهائی</title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=40</link>
<description><![CDATA[زیرا که خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد و هنرهای زیبا به معنای عام آن سبب نزدیکی روح انسان به درگاه ربوبیت است . در هر عصری و با هر ظهوری بابی جدید در زندگی بشر آن عصر گشوده شد . این فتح الباب جنبه های گوناگون زندگی مردم آن دوره را تحت تاثیر خود قرار داده ، این گشودگی طیف وسیعی راازحالات روحانی و معنوی تا احیا تفکرات اخلاقی و اقتصادی ، در بر می گیرد . در این میان ، هنرمندان هر آیئنی ، بنسبت شور و شوق و جذبه عاشقانشان جذب مظاهر ظهورشده و در سالهای پس از رحلت مظهر ظهور با استعانت به بیانات و الواح و آیات دست به آفرینش آثار بدیع می زنند . امر بهائی نیز از این امر مستثنی نیست . علی الخصوص مکان ظهور این امر ، ایران ، جایی است هنرپرور ، هنر نزد ایرانیان است و بس .]]></description>
<guid isPermaLink="false">40@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2009-01-10T10:48:24+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by farzan</dc:creator>
</item>

<item>
<title>موضوع انشاء: علم بهتر است یا دیانت؟</title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=39</link>
<description><![CDATA[به نام خدا چند روز پیش به دیدن یکی از دوستانم رفتم. پس از کمی گپ دوستانه و چای قند پهلو، بحث به قرون وسطی کشیده شد. او می&#8204;گفت: &#34;انسان باید با علم پیش برود. دین همیشه مانع علم بوده. انسان عقل دارد و می&#8204;تواند خودش درست را از غلط تشخیص دهد. این پیامبران آمده&#8204;اند که فقط مردم را سر کار بگذارند&#34; من به او گفتم: &#34;به نظر من اینطور نیست. چه چیزی باعث شده&#8204;است که اینگونه فکر کنی؟&#34; گفت: &#34;مثلاً قرون وسطی را نگاه کن. کلیساها همیشه حرف خودشان را می&#8204;زدند و هر تفکّری را که با خرافاتشان مغایرت داشت رد می&#8204;کردند و حتی به شدّت به مبارزه با آن بر می&#8204;خواستند. همین سرگذشت گالیله را نگاه کن. بدبخت با علم و عقلش به این نتیجه رسیده بود که زمین حرکت می&#8204;کند و خورشید نسبت به زمین ثابت است. آنوقت رؤسای کلیساها چه بلاهایی که سرش نیاوردند!&#34;]]></description>
<guid isPermaLink="false">39@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2009-01-10T10:45:58+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by Javan</dc:creator>
</item>

<item>
<title>                      روش مطلوب بهایی در پاسخ به اعترا</title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=38</link>
<description><![CDATA[<p align="justify"><strong><u><font size="4">روش مطلوب در پاسخگویی به اعتراضات</font></u></strong></p>
<p align="justify"></p>
<p align="justify">&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;امر الهی در این ایام روز به روز در حال پیشرفت می باشد و این سبب شده که اعداء و مغرضین نهایت مخالفت خویش را ابراز دارند و با نهایت قدرت به آزار و اذیت احبای الهی بپردازند. ولی این مسأله نباید باعث پریشانی حال احبای عزیز گردد چه که این مخالفت ها در جمیع ادیان قبل نیز وجود داشته, پس باید فکر چاره ای برای پاسخ گویی به این گونه اعتراضات کرد.&#160;</p>
<p align="justify"><font face="Times New Roman" size="3">&#160;&#160; حضرت ولی عزیز امرالله مکرراً در بیانات خودشان به این مطلب اشاره می فرمایند که احبا به خصوص جوانان باید درک عمیق و وسیعی از بیانات حضرت بهاالله و حضرت عبدالبهاء داشته باشند تا بتوانند در صحبت های خود از آنها استفاده کنند.چون همانطور که می دانیم قوه ی کلمة الله است که خلّاق است و منجذب قلوب. اعتماد و ایمان به این نکته نیز که جنود ملاء اعلی همواره یار و یاور احبای الهی می باشند, می تواند به آنها در اجرای این وظیفه یاری دهد. &#160;&#160; حال اینکه چگونه, کی و کجا از این مطالب استفاده نماییم, به درک ما از موقعیتی که در آن قرار داریم برمی گردد. حضرت عبدالبهاء در این باره در مکاتیب می فرمایند: &#34;نه هر چه دانستنی است قابل گفتن است و نه هر آنچه گفتنی است زمانش فرا رسیده و نه هرچه زمانش فرا رسیده, اهلش حضور به هم رسانده. این از حکمت های بالغه ی الهی در امور است. اگر بخواهی در جمیع شـئون زندگیت از اهل عزم و اراده باشی, این حقیقت را به یاد داشته یاش و از آن غافل مباش. ابتدا باید علل و امراض و ناتوانی ها و بیماری ها را تشخیص دهی بعد به معالجه بپردازی. این است راه و روش طبیبان حاذق.&#34; &#160;&#160; یکی از روش هایی که از قدیم در ادیان گذشته مرسوم بوده, روش مجادله و مباحثه است که حضرت بهاالله به کلی آن را منع نموده و فرموده اند: &#34;لابالمجادله, بالحکمة و الموعظة.&#34; در ادیان قبل می بینیم که هرجا مباحثه آغاز گشته حقیقت دین متوقف شده است. در روش مباحثه هریک از افراد سعی در مغلوب کردن فرد مقابل دارند پس حقیقت پنهان می ماند که این مغایر است با تحری حقیقت که از تعالیم دوازده گانه ی دیانت بهایی می باشد. همچنین در این روش تنها کینه و دشمنی میان افراد افزایش می یابد و این باز هم مغایر است با دیگر تعلیم دیانت بهایی یعنی محبت و مهربانی با جمیع اهل عالم. مگرنه اینکه ما بهاییان باید با جمیع اهل عالم بروح و ریحان معاشرت کنیم پس اگر جوهری نزد ماست که دیگران از آن محرومند باید با لسان شفقت و محبت آن را القاء نماییم و اگر نهایتاً اثر نکرد آنان را به خدا واگذاریم و در حقشان دعا کنیم نه جفا, زیرا لسان شفقت است که جذاب قلوب است و مائده ی روح. &#160;&#160; در آخر این مطلب را نیز فراموش نکنیم که ما همیشه باید اول خودمان متأثر از بیانات باشیم و هیچگاه خود را دانا و دیگران را نادان ندانیم زیرا تکبر است که سبب عدم تأثر می گردد. &#160; &#160;&#160;&#160;&#160;&#160; </font></p>
<p align="justify"><font face="Times New Roman" size="3">&#160;</font></p>
<p align="justify"><font face="Times New Roman" size="3">منابع: </font></p>
<p align="justify"><font face="Times New Roman" size="3">نطق چرا جواب نمی گوییم؟ (دکتر داوودی) </font></p>
<p align="justify"><font face="Times New Roman" size="3">کتاب &#34;جوان تواند که عالمی را به حرکت در آورد&#34; (ملانی اسمیت, پائول لمپل)</font></p>
<p align="justify"><font face="Times New Roman" size="3">&#160;پیام بیت العدل اعظم &#34;بحران ها و پیروزی ها&#34;&#160; </font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">38@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2008-11-24T01:04:04+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by Niloofar_g</dc:creator>
</item>

<item>
<title>طومار نویسی درنماز جمعه برای سرکوب بهائیان</title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=37</link>
<description><![CDATA[<div align="justify"><font size="3"><br />
<font size="4"><u><strong>طومار نویسی درنماز جمعه برای سرکوب بهائیان</strong></u></font><br />
<br />
<br />
شب&#160;پیش هنگامی که به اخبار گوش می کردم متوجه شدم شرکت کنندگان نماز جمعه طوماری را برای سرکوبی بهائیان ایران امضا نموده اند. مفاد طومار که در میدان انقلاب ، خیابان 16 آذر، سر در اصلی دانشگاه تهران و خیابان آیت الله طالقانی نصب شده بود&#160;به قرار ذیل است : &#34;بهائيت فرقه&#8204;اي تشكيلاتي است كه رهبريت آن در حاشيه امن رژيم متخاصم و اشغالگر قدس مستقرمي&#8204;باشد و سياست خود را بر دروغ&#8204;پراكني عليه اسلام و ايران بنا كرده و اهداف سياسي،فرهنگي و اقتصادي صهيونيسم جهاني را به شكل صريح و بي&#8204;پروا به پيش مي&#8204;برد. اين تشكيلات صهيونيستي&#8211;بهائي نه تنها اسلام را مورد هجمه ناجوانمردانه قرار داده&#8204;است بلكه حتي به انسانيت و اصول آن نيز نمي&#8204;انديشد. ما امضا كنندگان ذيل در راستاي انجام وظيفه اسلامي&#8211;انساني خود از دادستان محترم كل كشور خواهان برخورد با كليه عناصر تشكيلاتي و انحلال اين تشكيلات هستيم. &#34;<br />
<br />
با وجودی که جامعه بهائی در طی مقالات بی شمار به رفع چنین سوء تفاهماتی پرداخته و صراحتا اعلان نموده که دیانت بهائی یک دیانت مستقل است و ابدا دخالت در امور سیاسی نمی نماید و با صهیونیسم سر و کاری ندارد ولیکن دوستان عزیز همچنان به کار خویش مشغولند و اذهان عمومی را نسبت به این مظلومان که مدت 165 سال تحت هر گونه ایذا و آزار جسمی و روحی قرار گرفته اند آلوده و مسموم می نمایند.</font></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">37@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2008-10-02T22:29:18+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by UnityCall</dc:creator>
</item>

<item>
<title>سیر تکامل پیامبران و وحی در گذر تاریخ</title>
<link>http://www.Saqar.info/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=36</link>
<description><![CDATA[<div align="justify"><u><font size="4"><strong>سیر تکامل پیامبران و وحی در گذر تاریخ</strong></font></u><br />
<font size="3"><br />
با خلقت انسان بر روي زمين و بنابر عشقي كه خداوند به انسانها داشت ، همواره دغدغه هدايت انسان و باز گشت آنها به دامان پدر، مطرح بوده است . براي اين منظور در طول قرون و اعصار مختلف مطابق با سطح فهم و درك مردم و زمانه ، خداوند رسولاني را به سوي اقوام مختلف فرستادند تا آنها را به نور هدي مهتدي كنند . در اين نكته كه پيامبران به مقضاي زمان و مكان ظهور مي كنند و اينكه تمام انبيا و رسولان داراي هدفي مشترك مي باشند جاي هيچ گونه بحثي نيست . اما نزول وحي بر هر پيامبر با پيامبري ديگر فرق دارد و اين نكته اي بسيار ظريف است كه نشان دهنده اسلوب آن پيامبر درهدايت مردم و البته روشي كلي براي پيروان هر پيامبر در زمان نبود آن مظهر الهي مي باشد. </font></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">36@http://www.Saqar.info</guid>
<dc:subject>مقالات</dc:subject>
<dc:date>2008-08-29T23:13:48+00:00</dc:date>
<dc:creator>Posted by farzan</dc:creator>
</item>

</channel>
</rss>
