عقيده بهائيان در مورد عالم بعد وكفن و دفن
خداوند كه انسان را براي شناسايي و دوستي خود خلق فرموده است البته وسائل و نيروهاي لازم را نيز براي اين منظور در اختيار او قرار داده است. همين قواست كه به او امكان ميدهد از عالم حيواني فراتر رود. پس در انسان، علاوه بر جسم، حقيقتي معنوي به نام روح انساني وجود دارد كه اصل و حقيقت وجود انسان است و منبع قوايي است كه انسان را از حيوان ممتاز ميكند. زندگي انسان در اين عالم از ارتباط روح و جسد شكل ميگيرد. از زمان انعقاد نطفه در رحم، روح به آن تعلق ميگيرد، مثل پرتو نوري كه در آينه منعكس ميشود. اين روح در دوران زندگي فرد تكامل مييابد و پس ازمرگ و نابودي جسم نيز در عوالم بيپايان الهي به ترقي و پيشرفت خود ادامه خواهد داد، اما دوران زندگي در اين عالم خاكي كه آغاز اين تكامل روحاني است از اهميت خاصي برخوردار است. بهائيان به عالم بعد و وجود روح و بقا و زندگي آن پس از مرگ معتقدند، اما كيفيت عالم بعد را روحاني مي دانند و نه جسماني و مادي.
عالم بعد
حضرت عبدالبهاء در اين مورد چنين ميفرمايند: «در بدايت حياتش انسان در عالم رحم بود و در عالم رحم استعداد و لياقت و ترقّي باين عالم حاصل کرد و قوائي که در اين عالم لازم بود در آن عالم تحصيل نمود. چشم لازم داشت در اين عالم، در عالم رحم حاصل نمود. گوش لازم داشت در اين عالم، در عالم رحم پيدا کرد. جميع قوائي که در اين عالم لازم بود در عالم رحم تحصيل کرد. در عالم رحم مهياي اين عالم شد. و به اين عالم که آمد ديد که جميع قواي لازمه مهيا است؛ جميع اعضا و اجزائي که از براي اين عالم حيات لازم دارد در آن عالم حاصل نموده. پس در اين عالم نيز بايد تهيه و تدارک عالم بعد را ديد و آنچه در عالم ملکوت محتاج بايد تهيه و تدارک آن در اينجا بيند همچنانکه در عالم رحم قوائي که در اين عالم محتاج به آن است پيدا نمود همچنين لازم است که آنچه در عالم ملکوت لازم يعني جميع قواي ملکوتي را در اين عالم تحصيل بکند. در عالم ملکوت بعد از انتقال از اين عالم به آن عالم، محتاج به چه چيز است و محتاج به چه قوائي است؟ چون آن عالم عالم تقديس است عالم نورانيت است لهذا لازم است که در اين عالم تحصيل تقديس و نورانيت کنيم و آن نورانيت را بايد در اين عالم حاصل کنيم و در آن عالم روحانيت لازم آن روحانيت را بايد در اين عالم تحصيل نمائيم در آن عالم ايمان و ايقان و معرفت اللّه و محبّت اللّه لازم جميع را بايد در اين عالم تحصيل کرد تا بعد از صعود از اين عالم به آن عالم باقي انسان ببيند جميع آنچه لازم آن حيات ابدي است حاصل نموده است. واضح است که آن عالم، عالم انوار است لهذا نورانيت لازم است آن عالم، عالم محبّت اللّه است لهذا محبّت اللّه لازم است آن عالم، عالم کمالات است لهذا بايد در اين عالم تحصيل کمالات کرد آن عالم، عالم نفثات روح القدس است در اين عالم بايد درک نفثات روح القدس نمود آن عالم، عالم حيات ابدي است در اين عالم بايد حيات ابدي حاصل نمود. انسان بتمام همّت بايد اين مواهب را تحصيل نمايد و اين قواي رحماني را به اعلي درجه کمال بايد بدست آورد و آن اين است اوّل معرفت اللّه ثاني محبّت اللّه ثالث ايمان رابع اعمال خيريه خامس جانفشاني سادس انقطاع سابع طهارت و تقديس و تا اين قوي را پيدا نکند و اين امور را حاصل ننمايد البتّه از حيات ابديه محروم است.» (1)
كفن ودفن
احکام کفن و دفن متصاعدين به طور خلاصه اينست که حمل ميت به مسافت بيشتر از يک ساعت نهي شده است و ميبايست جسد در پارچه اي کتاني ويا ابريشمي پيچيده گردد و در انگشت ميت يک انگشتري منقوش به عبارت ( قد بدئت من الله و رجعت اليه منقطعاً عما سواء و متمسکاً باسمه الرحمن الرحيم ) قرار داده شود . تابوت مي بايست از بلور، سنگ و يا چوب لطيف و محکم باشد. صلات مخصوصي به منظور قبل از استقرار در قبر مقرر شده است . در ديانت بهايي سوزاندن و موميايي کردن جسد نهي گرديده است . به علت آنکه جسد در هنگام حيات ميزبان روح بوده است و چون روح پس از مرگ نيز زنده است و از جهان مادي وجسد خود نيزآگاه است، احترام به جسد او نشانهء احترام به او و موجب خوشنودي او است. از اين رو بايد احترام لازم را مجري داشت و به همين سبب ارجح است که ميت را در تابوت بلورين قرار داد.
پاورقی:
1 . امر و خلق جلد 1 - صفحات 217 و 218