جمعه 8 مرداد 1389   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - حبّ الوطن من الایمان
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » سایر موارد

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version
حبّ الوطن من الایمان

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Spring
مدیر بخش گفتگو
مدیر بخش گفتگو


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 605

تشکر: 12
تشکر شده 57 بار در 49 پست

blank.gif


امتیاز: 806
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 4 مهر 1388 - 10:36    عنوان:  حبّ الوطن من الایمان پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حبّ الوطن من الایمان



سمندر مشکی باف


عبارتی است معروف و مورد استناد بسیاری از نفوسی که خود را وطن‎پرست می‎دانند و برای حفظ، به اصطلاح، مام میهن بسا کارها انجام می‎دهند و حتّی از جان و مال خود مایه می‎گذارند. امّا، آیا هرگز شنیده‎اید کسی تعریفی از وطن ارائه دهد یا مشخّصاتی تعیین نماید که وطن این است و میهن آن؟ آیا کسی واقعاً به معنای عبارت "حبّ الوطن من الایمان" فکر کرده است؟ آیا هیچ رابطه‎ای بین ایمان و وطن می‏توان یافت؟ آیا مقصود از ایمان فقط اعتقاد دینی و باور مذهبی است؟ آیا کسی که ترک زادگاهش نماید و در دیاری دیگر به خدمت بندگان حق پردازد، یا گوشهء عزلت گیرد و از خلق منزوی گردد، یا در حفظ حدود و ثغور زادگاهش با دیگران هم‎عقیده نباشد و به خونریزی اعتقادی نیابد، او از حلیهء ایمان محروم است؟ یا برعکس، اگر کسی ایمانی به دین و عقیدهء فرد دیگر نداشته باشد، آیا او را نمی‎توان در زمرهء کسانی محسوب داشت که حبّ وطن را در دل و جان خویش محفوظ نگه می‎دارند؟

از آن گذشته، آیا امکان دارد معنای وطن به ممرّ دهور و اعصار تغییر نماید؟ آیا این احتمال وجود دارد که گسترهء وطن کم و زیاد شود. آیا ایران زمان هخامنشی وطن ایرانیان است با همه وسعت خود؟ یا ایران کنونی که جزئی از آن به حساب می‎آید؟ آیا زمانی که ایران تجزیه شده بود و هر گوشه‎اش دست حاکمی بود و فرمانروایی داعیهء حکومت داشت، همان گوشه وطن محسوب میشد، یا کلّ ایران کنونی؟ آیا محدودهء سکونت اقوام ملاک ما برای تعیین وطن است و مثلاً، سکاها، که رستم نیز از آن قوم بود و شاهنامه در وصف او به عنوان یکی از ایرانیان داد سخن می‎دهد، هم‎وطن ما محسوب می‎شوند، یا نژاد آریایی و محلّ استقرار آن نشان دهندهء وطن است و فقط آریایی‎نژادها را باید اهل میهن خود به حساب آورد؟

اگر به این وجوه تمایز توجّه کنیم، عبارت فوق بسیار بی‏معنی می‏شود و ایمان انسان او را به جایی رهنمون می‏سازد که هیچ تعریف مشخّصی ندارد و فردی در اوج ایمان خود به آنچه که مفهوم و معنی ندارد عشق می‎ورزد و برای آن جان خود را فدا می‎کند و خون دیگران را می‏ریزد و جانی را که خداوند به مخلوقی عنایت کرده می‎گیرد و نام آن را وطن‎دوستی می‎گذارد.

امّا وطن را معنای دیگری نیز هست و آن وطن حقیقی روح انسانی است که ایمانش او را به آنجا رهنمون می‏سازد. انسان تعلّقی به این جهان فانی ندارد و قصد اقامت جاودانی نیز در این سرای نخواهد داشت. اگر ایمانی دارد، ایمانش گویای آن است که در این جهان فقط برای حصول آمادگی آمده تا خویشتن را مهیّای سفری ابدی نماید و البتّه برای آن نیز جسمش را خواهد گذاشت و جان را به سرمنزل جانان خواهد برد. هومر می‎گوید، "برخیزید تا به وطن عزیزمان بگریزیم. ولی راه گریز کجاست؟ نمی‎خواهیم در این دیار بیگانه بمانیم. امّا چگونه به دریای آزاد برسیم؟ وطن ما و پدر ما [خدا] در آنجاست و ما خود از آنجا آمده‎ایم؛ ولی چگونه بگریزیم و با کدام وسیله سفر کنیم؟ در این سفر پاها به کار نمی‎آیند، زیرا به یاری پا تنها از شهری به شهری دیگر می‎توان رفت، آن هم با زحمت فراوان. به اسب و کشتی هم نیاز نداریم و همهء آنها را باید در اینجا رها کنیم؛ چشم تن را باید ببندیم و چشمی دیگر بگشاییم. چشمی که همه دارند ولی تنها عدّهء کمی از آن سود می‎جویند."

پس اگر وطن حقیقی ما، زادگاه روحانی ما، عوالم الهی و ملکوتی است، در این جهان جسمانی، تمامی کرهء خاک وطن ما است و همهء ابناء بشر، با هر عقیده و دینی، با هر رنگ و نژادی، با هر جنسیتی، از هر قوم و تباری هم‎وطن ما است. اگر ناظر به این وطن باشیم، ایمان ما به یگانگی خدای آفرینندهء همه ما، سبب شود که به کلّ وطن خاکی عشق بورزیم از آن جهت که جایگاه جمیع آفریدگان خدای است و این مرزهای وهمی را بزداییم و حبّ یک وطن خاکی را در دل جای دهیم و چون محلّ پرورش موقّت روح ما است، ارجش نهیم و جسم را که مرکب روح ما است احترامش بگذاریم و بگذاریم جمیع مرکب‎ها راکب خود را به سرمنزل مقصود رسانند و اجازه دهیم که هر کسی به فراخور حال خویش از این فرصت کوتاهی که در این غربت‎کدهء روح به او اعطا نموده‎اند بهره گیرد و خود را برای پروازی شادمانه و جاودانه آماده سازد. اگر ایمانی به خدایمان داریم، به جمیع بندگانش محبّت نماییم که همه هم‎وطن ما هستند. آفریننده‎شان به یک چشم می‎نگرد، باشد که ما نیز همه را، فراسوی ظواهر آشکاری چون رنگ پوست، عقیدهء مکنون در دل، تبار و قومیت، زن و مرد و هر ویژگی دیگری که تفاوتی ظاهری پدید می‎آورد، به این دید که انسان هستند بنگریم و یگانگی نوع بشر را به حیّز شهود کشانیم.

حبّ وطن حقیقی، یعنی عوالم لایتناهی الهی، را، که نشانی از ایمان دارد، اگر در دل و جان داشته باشیم، همواره آرزوی دیدار محبوب خواهیم داشت، و نور او را در سیمای تک تک بندگانش خواهیم جُست و دشمنی‎ها را، که ساخته و پرداختهء خود ما است، کنار خواهیم گذاشت. باشد که بتوانیم ثابت کنیم که، "حبّ‎الوطن من الایمان." دل و جانتان آگاه و پرانتباه باد.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما میتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.saqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.