نقد ادیان و مذاهب
تاکنشان
گویند شخصی نزد سقراط آمد بس هیجانزده و گفت، "ای سقراط تو را سخنی خواهم گفتن دربارهء یکی از دوستانت." سقراط با آرامش گفت، "بسیار خوب؛ امّا بگذار سه سؤال از تو بکنم." گفت، "بگو." گفت، "آیا به صحّت این سخن که میخواهی بگویی اطمینان داری یا خیر؟" مرد گفت، "والله از تو چه پنهان من از کس دیگری شنیدم؛ شاید که درست نباشد." سقراط پرسید، "آیا آنچه که میخواهی بگویی خوب است یا بد؟" مرد گفت، "ابداً خوب نیست." سقراط سؤال سوم را مطرح کرده گفت، "آیا این سخن که میخواهی بگویی مرا نفعی هم میرساند؟" مرد گفت، "نه؛ از برای تو هیچ منفعتی ندارد." سقراط گفت، "خوب، سخنی که بدان اطمینان نداری، خوب هم نیست، منفعتی هم برای من ندارد، از برای چه میخواهی بگویی؟" مرد خموش سر فرود آورد و برفت.
حال، حکایت جمعی از فضلای کازرون است که قصد دارند جمع شوند و به نقد ادیان و مذاهب بپردازند. نفس عنوان خبر حکایت از خود فاضل پنداری این فضلا دارد. با این حال، بنده از شنیدن این خبر خشنود گشتم که الحمدلله این مذاهب و ادیان آنقدر در نظر این حضرات فضلا اهمّیت یافتهاند که قصد دارند به نقد آنها بپردازند و البتّه هر نقدی مبتنی بر مطالعه است و لابد این ادیان و مذاهب اهمّیت داشتهاند که مورد مطالعه قرار گیرند. معهذا، به نظر بنده چند نکته باید در این نقد و بررسی لحاظ گردد تا داستان سقراط تکرار نشود:
اوّل: نقد و بررسی باید مستند و استنادات باید کامل باشد. یعنی اگر کسی به نقد قرآن پردازد و بگوید که در این کتاب آمده است، "لاتقربوا الصّلوة و أنتم سکاری،" و این دالّ بر آن است که شرب مسکرات در اسلام حلال است، باید که آیات دیگر را که دالّ بر حرمت مسکرات است نیز بیاورد.
دوم: هر آئینی اصطلاحات خاصّ خود را دارد و باید بر مبنای آن اصطلاحات به نقد پرداخت. مثلاً کلمهء "رسول" در دور مسیحی به معنای حواری است مانند پولس رسول. امّا در دور اسلام به معنای پیامبر اولوالعزم است. واژهء اقتران در دور اسلام به معنی نزدیکی است امّا در دور بابی به معنای ازدواج رسمی شرعی است.
سوم: اگر اشکالی بر کتابی گرفته شود و مورد مشابه آن در کتاب فضلای نقّاد وجود داشته باشد، باید ابتدا به رفع اشکال موجود در کتاب خود مبادرت نمایند و سپس آن ایراد را بر کتاب مورد نقد و بررسی وارد کنند. فیالمثل در کتاب قرآن به موضوع لواط ابداً اشاره نشده و نفس عدم اشاره دالّ بر حلّیت آن است. یا ایرادات صرف و نحوی موجود در آن جواب داده شود.
چهارم: چون برای نقد و بررسی هر کتابی، به صاحب کتاب یا کسانی که به آن اعتقاد دارند باید اجازه داده شود دلایل خود را بیان کنند تا گره از نکات نامفهوم یا استنباط نادرست برداشته شود، از پیروان مذاهب و ادیان مورد نقد و بررسی دعوت شود در این جلسات حضور یابند و به اتیان حجّت و برهان بپردازند.
پنجم: از آنجا که نقد و بررسی باید منصفانه و دارای هر دو جنبهء مثبت و منفی باشد، لهذا باید جمیع نکات مثبتی که برای جهان امروز مفید است، از کتابهای مربوط به این ادیان استخراج و بیان گردد والاّ آن نقد و بررسی از حیّز اعتبار ساقط است.
ششم: از آنجا که در فهرست ادیان و مذاهب مورد بررسی فقط وهّابیت، بهائیات و صوفیه نوشته شده و عبارت مبهم "فِرَق آزاد" نیز بدان اضافه گشته و معلوم نیست که آنها چه گروهی هستند، باید مطالب مورد نظر جهت بررسی و نقد قبلاً اعلان گردد تا شرکت کنندگان بدانند در چه مقولات باید صحبت کنند و از کلّیگویی و اتلاف وقت پرهیز گردد.
هفتم: برای آن که رعایت جمیع جوانب انصاف شده باشد، به فهرست مزبور باید فرقهء "شیعه" را نیز افزود تا چنانچه نکات مثبت و منفی در آن موجود باشد، مطرح گردد و اگر جوابی بر نکات منفی موجود است برای تنویر اذهان بیان گردد.
هشتم: از آنجا که این امر، یعنی نقد و بررسی ادیان و مذاهب، به امور وجدانی و روحانی مردم مربوط میشود، باید پیروان جمیع فرق و مذاهب مورد نقد و بررسی کاتبانی را داشته باشند که نتیجهء مذاکرات را ثبت نمایند و پس از مقابله توسّط ناظران بیطرف جهت اطّلاع جمیع مردم اعلام گردد.
نهم: اگر مقصود از این نقد و بررسی روشن شدن ماهیت جمیع این فرقهها، مذاهب و ادیان است و انتخاب دین طبق نصّ قرآن مجید به عهدهء هر شخص است زیرا او باید جوابگوی خدایش باشد، بعد از اعلام نتایج مذاکرات و نقد و بررسی، افراد ملّت و حتّی نفوسی خارج از کشور در قضاوت آزاد و در انتخاب دین خود مختار باشند.
دهم: بنا به بیان حضرت مسیح که "خسی را در چشم برادرت میبینی و چوبی را در چشم خود نمیبینی"، نقد و بررسی باید منصفانه، خداپسندانه باشد، و اگر ایرادی متوجّه خود نقّادان هست بیان گردد تا خدای نخواسته محلّ ایراد ناظران بیطرف که آحاد مردم هستند قرار نگیرند. خدایتان توفیق دهد.