نسخ بعضي احكام و رسوم ساير اديان در امر بهائي
بسياري از احكام دين بهائي به اديان گذشته ارتباط دارد، به خصوص، اديان اسلام و بابي كه از لحاظ تاريخي به اين دين نزديك ترند. اولين كساني كه به دين بهائي گرويدند، از زمينهء اسلامي و عمدتاً شيعي بودند. دين بابي نيز ارتباط عميقي با دين بهائي دارد و در واقع مقدمهء آن محسوب ميشود. در اعتقاد بهائي اساس تمام اديان و هدف و مقصد اصلي آنها در حقيقت يكي است، اما بسته به شرايط زمان و درجهء رشد و تكامل بشر، گاه مسائل فرعي و جزئي اديان با هم متفاوت ميشود. حكمي كه در گذشته، به دليل نياز بشر اجراي آن ضرورت داشته، با گذشت زمان و رشد جامعهء انساني ديگر قابل اجرا نيست. در دين بهائي كليات احكام و شعائري كه در اديان ديگر وجود داشته، مثل نماز و روزه و دعا و احكام مربوط به ازدواج و طلاق و ارث و غيره مورد تأكيد مجدّد قرار گرفته است و نهايتاً با توجه به هدف و موقعيت زماني دين بهائي در جزئيات آن تغييراتي داده شده است، اما برخي از احكام اديان ديگر نسخ شده است و ديگر قابل اجرا نيست. مثلاً ترك دنيا و رُهبانيت كه در ميان بعضي فرقههاي مسيحي رواج داشته، و هم چنين اعتراف به گناه نزد كشيش كه در نزد كاتوليك ها مرسوم است، در دين بهائي ممنوع شده. به همين ترتيب تحمّل رياضت هاي شديد كه از روش هاي بعضي از فرقههاي هندي است، نهي شده است.(1)
در بسياري از موارد، نسخ احكام اديان ديگر در امر بهائي با هدف وحدت عالم انساني ارتباط مستقيم دارد. براي مثال، محدوديت هايي كه در اديان و اقوام مختلف براي پوشيدن لباس يا گذاشتن و تراشيدن ريش وجود داشته، در دين بهائي برداشته شده و افراد آزادند نوع پوشش و وضعيت ظاهري خود را بنا به ميل خود و به حكم عقل سليم انتخاب كنند. در ديانت بهائي حكم حجاب، به اين معني كه زنان بايد حتماً سر خود را بپوشانند، وجود ندارد بلكه حضرت بهاءالله ميفرمايند يكي از اهداف اين ظهور آن است كه انسان ها به مقامي برسند كه اگر زيباترين زنان با زيورهاي فراوان از مقابل آنان عبور كنند هيچ كس نگاه شهوتآلودي بر آنان نيفكند. شنيدن موسيقي، كه بعضي از گروه هاي ديني و از جمله بعضي فرقههاي اسلامي آن را حرام ميدانند، در امر بهائي آزاد است. در بسياري از فرهنگ هاي ديگر، مثل قبائل افريقايي و سرخپوستان امريكا، موسيقي بخش مهمي از مراسم مذهبي را تشكيل ميدهد. به اعتقاد بهائي، موسيقي ميتواند در ايجاد حالت روحانيت در انسان مؤثر باشد و به همين دليل آموزش آن به اطفال توصيه شده است. در عين حال، هشدار داده شده كه موسيقي نبايد طوري باشد كه انسان را از حالت ادب و وقار خارج كند و وسيلهاي براي تحريك هواهاي نفساني شود.(2) در اين گونه احكام، نظرگاه جهاني دين بهائي كاملا مشهود است، زيرا ديدگاه ملل و اقوام مختلف دربارهء نوع پوشش و همين طور موسيقي و مواردي از اين قبيل بسته به شرايط اقليمي و فرهنگي متفاوت است و از ديدگاه بهائي حفظ اين تنوع و احترام به آن لازمهء سلامت و زيبايي جامعهء انساني است و يكي از اجزاء ضروري وحدت عالم انساني محسوب ميشود.
از جمله احكامي كه در دين بهائي نسخ شده است، نجس دانستن بعضي اشياء و اشخاص است.(3) اين مسئله چيزي جدا از احكام مربوط به نظافت و پاكيزگي است. از نظر بهائي، رعايت پاكيزگي حكمي لازم و ضروري است و از آلودگي بايد اجتناب كرد، اما اين كه اشياء و به خصوص افراد را ذاتاً شرّ و پليد بدانيم، مخالف وحدت عالم انساني و محبت به همهء انسانها است. اين حكم كه شايد در مواقعي به جهت حفظ جامعهء ديني لازم بوده، از نظر بهائيان در جهان امروز ديگر قابل اجرا نيست. بر عكس، بهائيان موظف شدهاند كه با اهل همهء اديان با نشاط و شادماني معاشرت كنند كه يكي از راه هاي تحقّق وحدت عالم انساني محسوب ميشود. محدوديت معاشرت در ديانت بهائي فقط شامل اشرار، يعني افراد فاسد الاخلاق، ميشود چه بهائي باشند و چه غيربهائي. همچنين در ديانت بهائي حكم جهاد، يعني جنگ براي دفاع از دين يا پيشبرد آن، نسخ شده است و بهائيان موظّفند دين الهي را با تبليغ تعاليم الهي و عمل به آنها انتشار دهند، نه با جنگ و جدال.
---------------------------
مآخذ:
1- جزوهء"تلخیص وتدوین احکام وحدودکتاب اقدس"، شماره های 2-25-1-4و9-25-1-4
2- کتاب اقدس، بند51، ص49-48
3- کتاب اقدس، بند74، ص74-72